X
تبلیغات
رایتل

هفته پیش بعد از مدت ها رفتم تجریش.

من عاشق تجریش هستم. اون موقع ها که ایران بودم و دختر خونه هفته ای یک بار میرفتم تجریش . از تجریش هم زیر بازار رو خیلی دوست دارم.

همون جایی که میوه ها رو میچینن تا آسمون پشت امام زاده صالح. فکر کنم اسمش هست تکیه ی امام حسین.

اخه وقتی رفتم دیدم بسته هست یعنی میوه فروش ها و مغازه ها نبودند. شده بود تکیه کلی علم های قشنگ بود یه حال و هوای دیگه داشت. میگفتن برای محرم اینطوری میشه. اولین بار بود که محرم میرفتم اینجا.  

 

برای ناهار یه جایی هست فلافل سلف سرویس میفروشه. منم عاشق این غذا های عجیب غریبم. کلا هرچی کثیف تر باشه من بیشتر لذت میبرم :)) 

جاتون خالی فلافلش محشر بود. پیشنهاد میکنم اگر گذرتون به زیر بازار تجریش افتاد حتما برید فلافل اهوازی و یک فلافل بخورید خیلی تازه و عالی بود

وقتی اومدم بیرون یه خانمی دم در بود با یک دفترچه تامین اجتماعی. داشت التماس میکرد که کمکش کنیم دخترش سرطان داره بشه براش دارو بخره. 

رفتم بهش گفتم بیا بریم دارو خونه من دارو رو برات بخرم بهت بدم. با یک حالت بدی بهم گفت نه پولش رو بده خودم میخرم بعدم نفهمیدم چی شد که غیب شد!

این دفعه ی اولی نیست که امثال این زن رو میبینم 

واقعا چرا؟ یعنی سرطان اینقدر شوخی هست که دخترت رو سرطانی میکنی گدایی کنی؟

امثال این ها این کار ها رو میکنن بعد اون کسی که واقعا نیازمند هست و البته همیشه نیازمند واقعی حرفی نمیزنه رو ادم باور نمیکنه بهش کمک کنه!

یادمه توی اصفهان یه گدایی بود همیشه خودش رو روی زمین میکشید و میرفت. مثلا پا نداشت. بعد از چند سال کاشف به عمل اومد اقا تمام بچه هاش رو فرستاده اروپا آمریکا برای تحصیل و کلی ملک و زمین داشت!!!



پی نوشت ۱-: برگشتم تهران

۲- امروز خیلی کار ریخته سرم از بس خونه شلوغه 

۳- خیلی خوشحالم این وبلاگ رو دارم دوستتون دارم



تاریخ : شنبه 25 آبان 1392 | 10:14 | نویسنده : بانوی ماه | نظرات (5)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.