X
تبلیغات
رایتل

این فیلم رو هفته ی پیش دیدم. 

داستان مردی به اسم جک هست که کارش بستن قرار داد برای انتشار کتاب هست. همیشه هم با زبون بازی و حرف زدن ( خیلی حرف میزنه) به اصطلاح مخ افراد رو برای بستن قرار داد کتاب میزنه. تا اینکه برای بستن قرار داد کتاب میره پیش یک استاد guru ( اگر ترجمه ی درست بکنم میشه معلم مذهبی که بیشتر برای هندی ها هست) و با زبون بازی با اون قرار داد چاپ کتابش رو می بنده. همون شب وسط حیاط خونه ی جک یه درخت سبز میشه. یک درخت با کلی برگ. باغبون خونه هم هیچ توضیحی برای حضور این درخت نداره. جک اون استاد رو میاره تا درخت رو بهش نشون بده. استاد کشف میکنه که برگ های اون درخت با هر کلمه حرف زدن جک میریزه. هر برگ برای یک کلمه. و زمانی که درخت برگ هاش بریزه جک میمیره. درخت فقط ۱۰۰۰ کلمه داشته و جک فقط هزار کلمه میتونسته حرف بزنه تا قبل از مردن.

توی این مدتی که جک فقط ۱۰۰۰ کلمه فرصت داشته حرف بزنه تازه به وجود دنیای اطراف خودش پی میبره. تازه میفهمه که چقدر زنش پسرش مادرش و تمام اطرافیان رو نادیده گرفته. چقدر فقط خودش و شرایطش مهم بوده. در آخر جک آخرین برگ ها رو تقدیم میکنه به افرادی که توی زندگیش کار هایی کردن . به زنش و پسرش . به مادرش. به کسی که هر روز ماشینش رو پارک می کرد. به اون صندوق دار استارباکس و در آخر به پدرش که اون رو از صمیم قلب میبخشه. 


فیلمش خیلی قشنگ بود اما بیشتر از قشنگی خیلی حرف برای گفتن داشت. اینکه ما چقدر در روز با حرفامون با کلماتمون به هم دروغ میگیم دل هم رو میشکنیم و توجهی هم به اطرافمون نداریم. 

کاش گاهی فکر کنیم که ما هم فرصت کمی برای حرف زدن داریم پس به بهترین نحو کلمات رو انتخاب کنیم و بکار ببریم. لازم نیست برای گفتن یک جمله ی دو کلمه ای کلی مقدمه چینی کنیم گاهی دو کلمه دوستت دارم به تنهایی میتونه خیلی معنی داشته باشه یا کلمه ی ببخشید میتونه خیلی معنی داشته باشه 

شاید بد نباشه این بار به اطرافمون دقیق نگاه کنیم به کلماتی که میخواهیم موقع حرف زدن با پدر مادر خواهر برادر زن شوهر مادر شوهر خواهر شوهر بکار ببریم خوب فکرکنیم شاید وقتی به معنی کلمات پی ببریم که خیلی دیر شده.

پشنهاد میکنم فیلم رو ببینید. فیلم محصول سال ۲۰۱۲ هست 



پی نوشت : ۱- امشب با همسر جان ماشین رو بردیم کارواش هنوز داشتن ماشین رو خشک میکردن بارون گرفت :))

۲- این هفته تا جمعه امتحان های آخر ترم هست و حسابی درگیر تحویل پروژه ها. برام دعا کنید خوب بشم این درس کمی سخت بود منم کم کاری کردم نمره ی خوبی نمیگیرم :(



 



برچسب‌ها: فیلم
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 20:22 | نویسنده : بانوی ماه | نظرات (8)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.