X
تبلیغات
رایتل

سلام. 

دیشب تا ساعت ۲ داشتم روی پروژه ام کار میکردم. قبلش هم ۲ ساعت و نیم داشتم امتحان میدادم. 

سر درد بدی گرفتم رفتم خوابیدم که ۵ صبح بیدار بشم و ادامه بدم. ساعت ۵ حالم خیلی بد بود اینقدر سرم سنگین بود که نمیتونستم بیدار بشم. گذاشتم ساعت ۶ بلند شدم برای ادامه ی پروژه

ساعت ۸:۳۰ که تقریبا اخر های پروژه بود به بن بست بدی خوردم. به حدی که باید از اول طراحی و پیاده میکردم. و هر کدوم اینا کلی تایپ و طرح ریزی داشت. منم فقط تا ساعت ۱۱:۳۰ به وقت ایران وقت داشتم. واقعا داشتم داغون میشدم. 

خلاصه با هر بدبختی بود تا ساعت ۱۱:۳۰ تحویل دادم و تعطیلات شروع شد تا ترم آینده که میشه بهمن ماه. 

بعد از ظهر قرار بود مامی جان رو ببرم دکتر. 

فعلا دکتر برای فردا به صورت اورژانس دستور داده مامانم بستری بشه برای عمل. 

اینم شد شروع تعطیلی ما!

فردا که بیمارستانم و بعدش هم احتمالا کمتر میرسم که به وبلاگم سر بزنم چون باید به مامی جان برسم. 


پی نوشت : 

۱- پوسته رو تغییر دادم که ببینم کسانی که مشکل پست گذاشتن دارن حل میشه یا نه. باران جان یه امتحانی بزن عزیزم.

۲- این نوشته رو دیروز نوشتم (شنبه) و حتی پست هم کردم در کمال تعجب دیدم نصفه ذخیره شده و پست هم نشده!!

خلاصه در حال حاضر از بیمارستان دارم مینویسم ( یه این میگن یک همرا بیمار کاملا مدرن ) 

3- دختر قوی من نمیتونم برات کامنت بذارم!

۴- سحر تو هم رفتی توی لیستی که نمیشه برات کامنت گذاشت. اگر بهم سر زدی بدون به فکرت هستم عزیزم. 

۵- فکر کنم پرشین بلاگ مشکل داره چون توی پرشین بلاگ ها نمیتونم کامنت بذارم



تاریخ : شنبه 16 آذر 1392 | 19:22 | نویسنده : بانوی ماه | نظرات (9)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.