X
تبلیغات
رایتل

پسر یکی از عمه ها در شرف جدا شدن از همسرش هست.

حالا کاری به جزییات ندارم در هر صورت عروس خانم جهاز رو جمع کرده و رفته و تقاضای مهریه و نفقه و طلاق و خلاصه هرچی بوده رو تقاضا داده. 


اما ....

دو شب پیش مادر بزرگ جان اینجا بودند. ازشون در مورد داستان پسر عمه جویا شدیم. 

میگفتن :

- دختره از اول معلوم بود دنباله چی هست. اینا که قبلش هم دیگه رو نمیشناختن دختره روز عقد عزیزم عزیزم راه انداخته بود!!

- وقتی توی جمع بودن بچه ام ( پسر عمه!) میرفت روی یه صندلی تکی مینشست این میرفت روی زانوش خوب معلوم بوده دیگه.

- همش جلوی همه قربون صدقه اش میرفته و به مادر شوهرش میگفته این اقا حسام لب های خیلی قشنگی دارن.

- یا چرا وقتی که ازدواج کرده ما که سال ها این پسر رو پرهام صدا میزدیم گفته باید بگید آقا حسام .

- چرا شب عقد نذاشتن توی تالار موسیقی باشه اما بعد رفته توی اتاق برای شوهرش عربی رقصیده؟!!

و هزار تا چیز دیگه 

حرف هایی که میزدند من رو حسابی به فکر فرو برد.

به فکر اینکه چقدر ما تفاوت نسل داریم. چیز هایی که از نظر مادر بزرگ من که خیلی هم مثلا مدرن هستند و آمریکا رفته و غیره و غیره هستند این قدر عجیبه در حالی که به نظر من فقط و فقط عاشقانه های دو تا جوون تازه ازدواج کرده هست. 

اینکه آدم جلوی بقیه به شوهرش ابراز عشق کنه یا دستش رو بگیره ببوستش ( نمیگم حالا لب های فیلمی بگیرند یه بوس کوچولو روی گونه) چه عیبی میتونه داشته باشه جز علاقه ی دو طرف؟ 

یادمه مامانم از قول خاله جانش تعریف میکرد که شب عقدشون خاله جانش اینقدر سرش رو پایین می گیره که گردن درد میگیره که مبادا بگن عروس بی حیا هست!

تعریف ما از ازدواج چیه و تعریف اونا چیه؟

کاش میتونستم بدونم واقعا از نظر ایشون یک تازه عروس باید چیکار کنه.

البته من وقتی که ازدواج کردم تا همین امروز مادر بزرگم هر بار به من تلفن میزنن و گوشزد میکنن که قبل از اینکه شوهرت بیاد خونه لباست رو عوض کن آرایش کن لباس تکراری نپوش. به خودت برس و هزار تا چیز دیگه 

پس چرا ایشون که همیشه این حرفا رو به من میزنن حالا دارن این چیزا رو میگن ؟

نمیدونم بگم از تفاوت نسل هاست یا دلسوزی و خود گول زنی برای غصه ی طلاق پسر عمه؟!


پی نوشت: 

۱- یلدا مبارک 

۲- رفتم آش خوردم مسموم شدم :))

۳- در راستای تغییر روحیه از هفته ی دیگه میرم کلاس خود آرایی . شوهر جان هم خیلی استقبال کرد

۴- همش دنبال پست ها و مطالب طولانی میگردم برای تایپ که این صدای تیک تیک ناخن ها رو بیشتر بشنوم :))) عجب دل خجسته ای دارم من=))




تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 | 00:27 | نویسنده : بانوی ماه | نظرات (13)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.