X
تبلیغات
رایتل

سلام بابا جون

خوبی؟

بابا جون رفتی و سراغی هم دیگه از ما نگرفتی. 

میدونی ۱۸ سال پیش وقتی بی خداحافظی رفتی چقدر دلم سوخت؟ میدونی اون روز اینقدر گریه کردم که از مدرسه زنگ زدن گفتن بیاید این رو ببرید؟ 

بابا جون یادته این آخری ها خونه ما بودین؟ چقدر خوب بود وقتی از مدرسه میومدم اولین کاری که میکردم یه ماچ گنده بهت میکردم بعد میرفتم لباس عوض میکردم؟

بابا جون چرا گذر زمان اینقدر نامرده چرا تصویر اون روزا داره برام محو میشه؟ چرا کم کم ازت برام یه عکس توی سالن مونده و فیلم های قدیمی؟

باباجون میدونی گلی روز چهلمت چیکار کرد؟ بچه بود فقط ۳ سالش بود افتاده بود روی قبرت که هنوز خاک بود و میخواست خاک رو بکنه میگفت بابا جون بسه دیگه بیا بریم خونه.

بابا جون میدونی نوه هات یواش یواش بزرگ شدن. بابا جون هنوزم دعای خیرت بدرقه ی راه ما هست؟!

بابا جون خیلی بی خبر و زود رفتی اما میدونم جات اونجا بهتره 

روحت شاد پدربزرگ  عزیزم




برچسب‌ها: خانواده
تاریخ : پنج‌شنبه 5 دی 1392 | 13:08 | نویسنده : بانوی ماه | نظرات (14)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.