X
تبلیغات
رایتل

سلام

امروز بالاخره رفتیم بازار. اولین بار بود که با ماشین میرفتم. مامانم گفت با مترو بریم که بنا به دلایلی من مخالفت کردم و گفتم یک طرح میگیرم و با ماشین میریم. 

اصلا هم بلد نبودم!! ولی دیگه سلام و صلواتی رفتیم تا آخرش خوردیم به یک جایی که اقا پلیسه گفت نمیشه بری و بپیچ که فهمیدم اونجا نزدیک بازار هست. 

کمی چرخیدیم البته خرید نکردیم ( خرید آنچنانی نکردیم) مثلا من برای خودم یه نایسر دایسر هست که تلویزیون تبلیغ میکنه گرفتم چون مامانم یکی از کیش گرفته بود حرف نداره . 

خوب اینا بماند بشنوید از صبح که چه کردم .

یادتونه گفتم اون مدیر ساختمان فضول گفته بود که آقای احسانی همسایه ی طبقه ی سوم گفته اگر ایشون باز اینجا پارک کنه من ماشینش رو خط می اندازم. خوب ما قبلا با اون اقا حرف زده بودیم و قرار بر این بود که ایشون که اخر شب ساعت ۱۰ میاد خونه ما ماشین رو بعد از ایشون بذاریم. حالا اقای مدیر گفته بود که کلا گفته ما اگر بذاریم خط می اندازند. خوب فرداش هم ماشین خط افتاد!

امروز صبح آقای احسانی رو دیدم . رفتم و سلام علیک کردم و موضوع رو براش گفتم و گفتم که اقای فضول باشی گفته از قول شما گفته ماشین رو خط می اندازید و ماشین خط افتاده اما اقای احسانی من شخصیت شما رو میدونم و میدونم که کار شما نیست . باورتون نمیشه که جا خورد! جون بچه هاش رو قسم میخورد که این کارو نکرده. گفتم نیازی به قسم خوردن نیست من خودم میدونم که کار کیه و الکی قصد ایشون هم فقط به جون هم انداختن همسایه ها هست.

بعدم گفت لازم بدونید رو به رو میکنیم گفتم من مشکلی ندارم فقط بدونید که با چه آدمی طرف هستید.

ماشین باز خط افتاده دوربین رو هم به زودی نصب میکنم اما در اولین فرصت که ببینمش بهش میگم که یک خط دیگه روی ماشین بیوفته من برای شما مامور میارم. میدونم می ترسه...


چند شب پیش این مطلب رو خوندم. مو به تنم سیخ شد.


پی نوشت: چون زیاد از مشکلات رانندگی نوشتم دیگه نمینویسم فقط همین رو بدونید که ممکن بود از امشب دیگه وبلاگ من آپ نشه! همین 

خیلی بعد نوشت: اقا یه توضیح در مورد پی نوشت بدم که این که گفتم دیگه وبلاگم آپ نشه برای این بود که مرده بودم!!

دوستتون دارم 




تاریخ : پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 | 00:54 | نویسنده : بانوی ماه | نظرات (11)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.